می خواهم غاده به من فکر کند، مثل یک شمع کوچک و مسکین که سوخت در تاریکی تا مرد و او از نورش بهره برد برای مدتی بس کوتاه. می خواهم او به من فکر کند، مثل یک نسیم که از آسمان روح آمد و در گوشش کلمه عشق گفت و رفت به سوی کلمه بی نهایت...
بعدالتحریر: هیچ وقتی نبوده که این واژها بوی کهنگی و تکرار بگیرند به خود...